پنجشنبه بعد از ظهر به مركز رفتم كه دو تير به يك نشان زده باشم، هم به كمك تيم آموزشي با بچه‌هاي تجديدي كار كنم، و هم اين كه نظرشان را راجع به مراسم افطاري دانشگاه (يكشنبه پانزدهم مرداد، شانزدهم رمضان) بپرسم. متأسفانه براي آموزش دو تا مشكل پيش آمد، از يك طرف بيشتر بچه‌هاي تجديدي مرخصي بودند و آنهايي هم كه بودند، يا خواب بودند و يا از درس فراري! از طرف ديگر تعداد بچه‌هاي تيم آموزش هم كم بود و نشد كه خوب كار كنيم.

بعد از برنامه آموزشي، از بچه‌ها براي مراسم افطاري مصاحبه گرفتم  و از نظراتشان آگاه شدم كه نتيجه را عيناً و بدون سانسور يادداشت كردم كه تقديمتان مي‌كنم:

اول از همه به سراغ علي محسني رفتم، كه از همه بيشتر آمادگي صحبت داشت:

علي محسني: مكان مراسم خيلي گرم بود آقا! به طوري كه خيس عرق شدم! كباب كم بود، نوشابه هم گرم بود! موز هم نداشت!

بابا تو كه همه‌ش از غذا گفتي! نظر ديگه‌اي نداري؟!

علي محسني: بچه‌هاشان خيلي حال داد، دانشجويان باحال بودند،شلوغ نبود،خوابگاه كم بودند!

يعني چي خوابگاه كم بودند؟

علي محسني: بچه‌هايشان كم بودند. (تعداد شركت‌كنندگان كم بودند)

بعد از علي، سراغ ياسين رفتم

ياسين: مجري خوب بود

برنامه‌ها چي؟

ياسين: برنامه‌ها همه خوب بودند، بخصوص تئاتر، افطاري خيلي خوب بود و فقط غذا كم بود، رفتار بچه‌ها هم خيلي خوب بود.

نوبت هادي رسيد:

هادي: غذا توپ بود، نسبت به جشن نيمه شعبان خيلي برنامه‌ها بهتر بود، تئاتر خيلي خنك بود، منتظر يك تئاتر طنز بوديم ولي اينطوري نبود و خيلي هم كوتاه بود. تمام برنامه‌ها نسبت به جشن قبلي بهتر بود و هم از لحاظ نظم و هم مجري و هم مسابقات پيشرفت كرده بود.

نفر بعدي، پيمان:

پيمان: مجري خيلي عالي بود، برنامه‌ها قشنگ بود، بخصوص قسمت تئاتر كه خيلي خنده‌دار بود، همه چيزش عالي بود. افطاري هم خيلي خوب بود. از سال پيش خيلي بهتر شده بود.

بعد از اين چند نفر، سراغ عباس و ايرج رفتم كه فقط مي‌گفتند همه چي خوب بود!

نفر بعدي مهدي بود كه دل پري داشت!

مهدي: اصلا به درد نمي‌خورد، غذاش بد بود، برنجش روغن نداشت! آقا اصلا از گروه باران خوشم نمياد!

بعد از مهدي، سراغ شهريار رفتم:

شهريار: با سلام و خسته نباشيد، به همه دانشجويان عزيز، برنامه‌ها عالي بود، واقعا نمره بالايي داشت! بچه‌هاي ما قدرنشناسند! مهدي هم برنج چرب تا حالا نخورده كه داره ميگه برنجش روغن نداشت! من كه واقعا راضي بودم! روحاني خيلي خوب بود، واقعا دمش گرم! واقعا دمش گرم! افطاري هم چسبيد!

ابوالفضل: با سلام به همه دانشجويان عزيز، من مي‌خواستم بگم به من خيلي خوش گذشت، از تمام دانشجويان خيلي ممنونم كه وقتشان را براي ما مي‌گذارند. بسيار متشكرم.

 

اين هم از دومين مصاحبه و نظرسنجي بچه‌هاي مركز كه ظاهرا از مصاحبه قبلي (مربوط به جشن نيمه شعبان) اعتراضات و انتقادات كمتر شده بود و دوستان رضايت بيشتري داشتند! به اميد كسب رضايت بيشتر عزيزان در مراسم بعدي!