امتحانات خداوند...

خداوندا !

 تو تنها کسی هستی که قبل از امتحان گرفتن ، سوالات را در اختیار امتحان دهندگان قرار می دهی...!

و تمام امتحاناتی که برگزار می کنی جزوه باز است...!

حتی پیامبران و امامان را فرستاده ای تا ما از روی دست آنها نگاه کنیم و نمره ی خوبی بگیریم...!

مهلتی که تو برای جبران نمره های بد می دهی از مهلت تمام مهلت دهندگان بیشتر است...!!

بارالها !

می دانم که هیچ کس به اندازه ی تو برگه های امتحانی را دست باز تصحیح نمی کند...!

با وجود همه ی اینها اگر خودت کمک نکنی مشروط می شویم و اگر ما را به حال خودمان وا گذاری ، نمی توانیم مدرک بندگیمان را بگیریم..!

پروردگارا !

کمکمان کن تا در هنگام مردن با معدل خوب از زندگی فارغ التحصیل شویم..!

قصه مرد ریاکار

مرد فقیری که تنبل بود و از روی تنبلی گدایی را ترجیح می داد...

و بعد پسره میگه که سلام من نمی توانم به تو پول بدهم و بدو بدو خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه.مردک ناراحت میشهو پسرک میره پشت دیوار و دوباره فکر میکنه و چیز بهتری به ذهنش میرسه.خودش رو به جای یه دختر جا می زنه و دوباره از جلوی مرد رد میشه و مرد برای طلب پول دستش را دراز میکنه و دخترک میاد و کنار مردک میشینه و میگه من می دانم تو از روی تنبلی گدایی میکنی ولی فقط گدایی کار تو را راه نمی اندازه توی یک ضرب المثل می گویند برو کار مکن مگو چیست کار که سرمایه جاودانیست کار و خداوند میفرماید از بنده حرکت و از من برکت پس پاشو بدو کار کن بعد پسرک که خودش را به جای دختر جا زده بود گفت من همان پسرس هستم که اونجوری جوابت را دادم و مردک رفت دنبال کار و بهترین کار را پیدا کرد و پس از سال ها پولدار و ثروتمند شد و به یتیمان کمک میکرد و خیر شد.

قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید

یا علی....

السلام علیک یا ابا الایتام

سلام بر تو ای پدر یتیمان

آری ! براستی که تو پدر یتیمان هستی.

نه تنها یتیمان زمان خودت که تو پدر تمام یتیمان طول تاریخی.

اصلا یتیم کسی است که تو را ندارد و تو را نشناسد هرچند که پدر داشته باشد و هر کس که محبت تو را در سینه دارد دیگر یتیم نیست حتی اگر پدرش از دنیا رفته باشد چرا که رسول گرامی اسلام فرمود :

( من و علی پدران این امت هستیم .)

میلاد مولی الموحدین امیرالمومنین حضرت علی (ع) مبارک.....

جواب بچه ها به عکس ها

عکس شماره 1

مهلا ملکی:همدلی،احساس مسئولیت    بنی آدم اعضای یکدیگرند    که در آفرینش ز یک گوهرند

اکرم یوسفی:محبت

صدف:دست نیاز

عادله:محبت ورزیدن

بیتا:مهربانی

میترا:کمک کردن

 

عکس شماره 2

اکرم یوسفی:دستش رو به آسمان گرفته و داره دعا میکنه

صدف:شب آرزوها

عادله:دستش را رو به آسمان دراز کرده و باران می آید و خدا را به خاطر باران شکر می گوید.

بیتا:دعا و نیایش

میترا:شکر کردن

 

عکس شماره 3

زینب یعقوبی:یک داستان گفت که پسر بچه دیوارها رو خط خطی کرده و از ترس دعوا شدن داره به این ور و اون ور نگاه میکنه.

اکرم یوسفی:نگریستن

صدف:نگاه منتظر

بیتا:بچه

میترا:بی ادب بودن

 

قابل توجه دوستانی که عکس ها رو ندیدن: انشالله توی نشریه میبینید!

سوالات  و جوابهای بچه ها به صورت کامل و یک جا!

1.محبت یعنی چه؟

۲.بهترین دوستت کیه؟

۳.دوست داری چه خوابی ببینی؟

۴.الگوت تو زندگی چه کسی هست؟

۵.اگه بفهمی زندگیت یه فیلم بوده اس فیلم زندگیتو چی میذاری؟

 

 

صدف

1.

2.خداو کتابهایم

3.خواب آینده ام

4.

5.نقطه ی بی انتها

اکرم

1.عشق ورزیدن

2.خدا

3.خواب اون دنیا

4.

5.گمشده

بیتا

1.کمک کردن

2.خدا

3.خدا

4.آدم ها موفق

5.با خدا باش و پادشاهی کن

عادله محمدی

1- نوازش کردن ، دل یکی را شاد کردن و خیلی چیزهای دیگه

2- بهترین دوست من در زنگی فرزانه ایزدی نیکه.گرچه از من بزرگتره ولی من اونو دوست دارم و او بهترین دوست منه

3- دوست دارم خواب ببینم معروف ترین بازیگر ایرانی هستم.

  

4-  

5- دوست داشتم اسمش "پایان یک دنیا خاطره تلخ و شیرین" باشه

 

   زهرا الهی

1- محبت یعنی عشقی که نسبت به یک نفر داری و در آخر تبدیل به یک تنفر همیشگی میشه

2- تا حالا که دوست آنچنان خوبی نداشتم اما خیلی دوست دارم که توی این دو روزه زندگی حداقل از یکی به خوبی یاد کنم

  

3- تا به حال بهش فکر نکرده بودم اما خوابهای من غیر قابل تعریفند و آرزو داشتم بهترین خواب دنیا را ببینم.

4- اول اینکه بگم اصلا اهل شعار نیستم ولی خیلی دوست دارم راهی رو که بوی خدا می دهد را ادامه بدم.

5- مرگ تدریجی یک رویا

                                             

میترا

1.عشق ورزیدن،مهربانی،فداکاری و دل سوزی به دیگران ولی نه از روی تمسخر

2.خودم با خودم

3.پیامبران

 4.هرکس که کار خوب یا بد انجام بده ازش یاد می گیرم ولی بیشتر خوب

5.میتراجون

 

زهره

1.یعنی عشق بستن به دیگران و دوست داشتن دیگران به من

2.معلم هایم

3.خواب امام زمان رو ببینم.

4.معلم هایم

5.عاطفه های زهره در زندگی

 

هادی فرشی

1.یک نیاز روحی انسان است که اگرچیزی یا کسی آن را برآورده کند انسان خیلی شاد می شود( از محبت خارها گل می شود)

2.پسرخاله ام چون یک رنگ، بی ادعا و با مرام است و در تمام مشکلات و شادی های زندگی با من شریک است

3.دو قرن دیگر را خواب ببینم و پیشرفت ها و زدنگی های آنن زمان را و خواب برزخ را هم دوست دارم ببینم چون میخواهم ببینم کجا قرار دارم،بهشت یا جهنم؟

4.دکتر حسابی

5.سرزمینی پر از پستی و بلندی

مهدی هنرور

1.یعنی آخر صفا و مهرورزی به یک دیگر، در سختی کنار یک دیگر

2.

3.دوست دارم یک شب خواب از قیامت ببینم تا اخلاق و رفتارم را عوض کنم

4.

5.آرزوی شیرین

 

مسعود دانش یاری

1.یعنی محبت کردن به کسی

2.رخشان چون پسر ساده و خوبی است

3.دوست دارم خواب ببینم فوتبالیست شده ام

4.

5.شاخه گلی برای عروس

 

پیمان ایرجی

1.

2.فقط یک، آن کس خدا

3.دوست دارم خواب ببینم که دارم به فقیران کمک می کنم

4.خدا

5.

 

عباس سهرابیان

1.یعنی دوست داشتن

2.

3.

4.برسلی

5.م مثل مادر

 

صادق وفوقی

1.

2.هادی فرشی اول که پسر خوبی است و چون در درس هایم به من کمک می کند تا من موفق شوم

3.

4.

5.یک راز

 

جواد آذرپیکان

1.یعنی دوست داشتن

2.مهدی هنرور چون خیلی بچه خوبی است

3.دوست دارم خواب ببینم با کریس رونالدو تمرین می کنم و با هم فوتبال بازی می کنیم

4.

5.رویای من

 

 

 

 

 

 

حرف دل

این بار می خواهم از دل بنویسم. من که نویسنده نیستم ، فقط می خواهم حرف دل بگویم.

بس است دیگر هرچه با زبان عقل و منطق و کتاب و ... حرف زدیم.

مولای من بس است دیگر این انتظار. این تنهایی بس است. مگر نمی گویند امام  زمان از پدر و مادر هم به انسان نزدیکتر است ؟ پس به خاطر همین نزدیکی می خواهم از تو گلایه کنم. اگر تو خسته نشدی ! من خسته شدم. من صبر یعقوب ندارم. عزیز دل ، مگر یعقوب نبی چند سال در انتظار یوسفش گریه کرد؟! 20 سال ، 50 سال ، گیریم 100 سال . اما 1437 سال است که خبری از تو نیست.

باور کن ده ها یعقوب هم نمی توانند این درد را تحمل کنند.

سرور ما تویی، مولای ما تویی، صاحب ما تویی، نمی خواهی بیایی ؟ رخ نما ای یوسف زهرا.

چه خوش گفت آن شاعر گرانقدر:

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد                          حیفُ باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

این روزها چه دردهایی را که تحمل نمی کنی؟ گمان کنم هنوز در عزای مادرت هستی! چندی نیست که فاطمیه را پشت سر گذاشتیم. هنوز هم تک و تنها بر سر قبر ناپیدای مادر مظلومت ، خودت برای خودت روضه می خوانی و اشک می ریزی؟ چقدر سخت است این تنهایی تو !!!

اگر هم به این غم کهنه عادت کرده باشی، با شیعه کشی چه می کنی ؟ مگر نمی بینی شیعه کُشی شده قانون!!!

چه بگویم که هرچه بگویم غم است و درد...

شرمم می آید از گلایه هایی که از تو کردم با وجود این همه غم.

مهدی جان   به خاطر غربت شیعه ، به خاطر تنهایی ولیَ شیعه  ، به خاطر شهدا ، به خاطر مادرت بیا ....

مهدیم من که مرا گرمی بازاری نیست           بهتر از یوسفم و هیچ خریداری نیست

        همه گویند که در حسرت دیدار من اند                لیک در گفته این طایفه کرداری نیست

                ای که دائم به دعایی که ببینی رخ من

                           تا که خالص نشوی با تو مرا کاری نیست                          

مناجات

بار الها ! تو فرموده ای  - و گفته ات حق و وعده ات راست است - که:

((بخواهید از فضل خداوند  همانا خدا نسبت به شما مهربان است ))

و ای سرورم از صفات تو  به دور است که دستور به سوال دهی و عطا نفرمایی...

(فرازی از مناجات ابوحمزه ثمالی)

...

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود،
همان دل بزرگی که جای من در آن است
آنقدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم.
دلتنگی هایت را ازخودت بپرس
و نگران هیچ چیز نباش،
هنوز من هستم، هنوز خدایت همان خداست، هنوز روحت از جنس من است

اما من نمیخواهم تو همان باشی!
تو باید در هر زمان بهترین باشی.
نگران شکستن دلت نباش!
میدانی؟  شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند و جنسش عوض نمی شود و میدانی که من شکست ناپذیر هستم.
و تو مرا داری
برای همیشه!
چون هر وقت گریه می کنی دستانم چشمان مهربانت را می نوازد،
چون هرگاه تنها شدی، تازه مرا یافتی،
چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزانت را بشنوم،
صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیدم.
درست است مرا فرموش کرده ای، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبرده ام
دلم نمی خواهد غمت را ببینم.
می خواهم شاد باشی
این را من می خواهم.
تو هم می توانی این را بخواهی…     

                          خشنودی مرا
من گفتم: وجعلنا نومکم سباتا” ( ما خواب را مایه آرامش شما قرار داده ایم.)
و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود.
نگران نباش! دستانم قلبت را می فشارد.
شبها که خوابت نمی برد، فکر می کنی تنهایی
اما نه ، من هم دل به دلت بیدارم!
فقط کافیست خوب گوش بسپاری
و بشنوی

              ندایی که تو را می خواند به زیستن

 

 

شاهان هخامنشی از آغاز تا پایان

پادشاهی هخامنش در سالهای ۷۰۰ تا ۶۷۵ قبل از میلاد

پادشاهی چیش پیش در سالهای ۶۷۵ تا ۶۴۰ قبل از میلاد

پادشاهی آریارمن ۶۴۰ تا ۶۱۵ قبل از میلاد

پادشاهی کورش اول ( پدر بزرگ کورش کبیر ) در سالهای ۶۴۰ تا ۶۰۰ قبل از میلاد

پادشاهی ارشام شاه انشان در سالهای ۶۱۵ قبل از میلاد

پادشاهی کمبوجیه اول ( پدر کورش کبیر ) در سالهای ۶۰۰ تا ۵۵۹ قبل از میلاد

پادشاهی ویشتاسپ شاه

پادشاهی کورش کبیر شاهنشاه بزرگ تاریخ ایران و جهان در سالهای ۵۵۹ تا ۵۲۸ قبل از میلاد

پادشاهی بردیا فرزند کورش کبیر

پادشاهی کمبوجیه دوم فرزند کورش کبیر در سالهای ۵۲۸ تا ۵۲۲ قبل از میلاد

پادشاهی دارویوش کبیر شاهنشاه بزرگ ایران زمین در سالهای ۵۲۲ تا ۴۸۶ قبل از میلاد

پادشاهی خشایارشا بزرگ فرزند داریوش کبیر در سالهای ۴۸۶ تا ۴۶۵ قبل از میلاد

پادشاهی اردشیر اول ( ملقب به اردشیر دراز دست ) در سالهای ۴۶۵ تا ۴۲۴ قبل از میلاد

پادشاهی داریوش دوم در سالهای ۴۲۴ تا ۴۰۴ قبل از میلاد

پادشاهی اردشیر دوم در سالهای ۴۰۴ تا ۳۵۸ قبل از میلاد

پادشاهی اوستان

پادشاهی اردشیر سوم در سالهای ۳۵۸ تا ۳۳۸ قبل از میلاد

پادشاهی ارشام

پادشاهی ارشک در سالهای ۳۳۸ تا ۳۳۶ قبل از میلاد

پادشاهی داریوش سوم در سالهای ۳۳۶ تا ۳۳۰ قبل از میلاد که خاندانش توسط اسکندر مقدونی در هم کوبیده شد و سلسله یونانی سلوکیان در حدود ۱۰۰ سال جایگزین پادشاهی اصیل ایرانی در ایران زمین گشت

ماد ها

سلسله هخامنشی در ایران به دنیای غرب نخستین نمونه آنچه که تشکیل دولت و امپراطوری بود نشان داد . مقدمات تشکیل این دولت پادشاهی مقتدر توسط مادها پایه گذاری شد . مادها مردمانی بودند از نواحی شمال ایران که به زبانهای ایرانی سخن مي­گفتند . مادها به گفته هرودوت به ۶ قبیله تقسیم می­شدند : (بوسها، پارتاکنها، ستروخانها، آری سانتها، بودیها و مغها ) . سرزمین مادها از امیر نشین های نیمه مستقلی تشکیل شده بود . در سال ۷۴۴ قبل از میلاد، پادشاه آشور ( تیگلات پلسر ) به مادها تاخت . او از مادها ۶۰ هزار اسیر جنگی بدست آورد .

د یا ا کو :

سپس دیااکو پسر فرورتیش چنان آوازه ای در دادخوهی بدست آورد که اکثر مردمان قبیله ها برای قضاوت و دادخواهی پیش او می­رفتند . او دولت ماد را بنیان نهاد . مردم از این حسن عدالت خواهی او وی را به مقام پادشاهی ماد نشاندند . او در مرحله نخست سربازانی برای خود جمع آوری نمود و سپس اکباتان یا همدان را پایتخت خود معرفی نمود . اکباتان در گذشته های دور دارای تمدن و شهر نشینی بود ولی دیااکو همدان را شکوه و جلال تازه ای داد . هگمتانه نام دیگر همدان بود به معنای : جای اجتماع و چون طوایف مادها در گذشته پراکنده بودند و پس از استقرار دولت مادها در آنجا جمع شده بودند و در آنجا اجتماع کرده بودند نام آنجا را به هگمتانه تغییر دادند . هگمتانه دارای ۷ دیوار یا دژ تو در تو بود و دسترسی به داخل آن به صورتی غیر ممکن در آمده بود .

این شهر در روی تپه ای در مشرق همدان قرار داشت که امروزه بدان “مصلیمی­گویند. دیااکو در طول ۵۳ سال پادشاهی خود ( ۷۰۸-۶۵۵ قبل از میلاد ) مجال پیدا کرد که مادها را متحد و یک شکل نماید . مادها ولایت پارس را تصرف کردند و مردم آنجا را تحت کنترل خود قرار دادند . سپس هوخشتره (سیاکزار) که مدیری قابل بود و سرداری کارآزموده، به پادشاهی رسید . او دارای پیادگانی بود که به شمشیر و کمان و زوبین مجهز بودند . وی سپاهیانش را برای جنگ با آشوریان که چندین بار آنان را از پای در آورده بودند و به آنان تجاوز کرده بودند آماده ساخت . او “آشوربانی پال” پادشاه آشور را شکست داد . او به آشور تاخت و نینوا را محاصره کرد . آشوربانی پال در سال ۶۲۶ قبل از میلاد درگذشت .

بعد از آن مادها بر بخش بزرگی از آسیای صغیر فرمانروایی کردند.  نبوکدنصر” ( بخت النصر ) پسر و جانشین “نبوپلسر” عقد اتحادی با لیدی ها داد و با “آمی تیس” دختر هوخشتره ازدواج نمود. بعد از هوخشتره که در سال ۵۸۴ قبل از میلاد درگذشت پسرش “ایشتوویگو” بر تخت نشست و مدت مدیدی با آرامش حکومت کرد ولی در نهایت در سال ۵۵۰ قبل از میلاد سلسله اش توسط کورش هخامنشی در هم شکسته شد و سلسله و امپراطوری جدیدی به نام پارسیان و هخامنشیان را پایه گذاری نمود .

ادامه دارد...

مطالب تایید شده برای شماره هفت

ادبی: پول - قصه ما مثل شذ

طنز: دعا و آرزو - فرهنگستان 

سرگرمی: تست هوش - آزمونی برای سرگرمی

علمی:رشته ها

و ...