سلام دوستان ایتوکی.فکرکنم سایت راه افتاده دیگه میرین اونجا..امروزبه این مطلب برخوردم به قول صاحب وبلاگ شایدتکراری باشه اما اومده یک جواب گذاشته شایدخوندین...
ایمیل رسیده از خدا
از خدا به انسان
امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف
بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا به بهونه ای ازم تشکر کنی.
اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خوای بپوشی.
وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند
دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام ؛ اما تو خیلی مشغول بودی.
طرف تلفن رفتی و به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی ،شاید چون خجالت می کشیدی
که با من حرف بزنی ،حتی سرت را به سوی من خم نکردی.
باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون می دیدی شام خوردی؛
و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،باز فکر می کنم خیلی خسته بودی.
بعد از آن که به اعضای خونوادت شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً
خوابیدی. احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.
من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را میکنی.من آنقدر دوستت دارم که هر روزمنتظرت
هستم.منتظر یک سر تکان دادن، دعا، تفکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد.
خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.خوب،من باز هم
منتظرت هستم؛ پر از عشق تو... و هنوز دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی...
۱ دوستدار تو خدا
جواب آی کی یو به ایمیل خدا
سلام خدا ،
{این تیکه روخودم حذف کردم.مربوط به خودوبلاگ بود}
جناب آقای خدا !!
من شنیدم سلام اسم خداست، ببخشید یعنی اسم شماست.
خب، دیروز صبح که از خواب بیدار شدم ،اگه نگام میکردی که میدونم همیشه نگام
میکنی ، دیدی که اول به مامانم سلام کردم و گفتم : سلام مامان ؛
یعنی چی؟ خب یعنی قبل از اینکه حتی اسم مامانم - که قدر دنیا دوستش دارم -
رو بیارم ، اسم تو رو آوردم. و "سلام" این اسم زیبای تو اولین کلمه ای بود که به
زبون آوردم.
وقتی داشتم به قول خودت این ور اون ور می دویدم که حاضر شم، و نمی تونستم
پیرهن سفیدم رو پیدا کنم وکلافه شده بودم؛ مگه نشنیدی با خودم گفتم :
" ای خدا !! پس این پیرهن من کجاست؟؟ " این جمله مسخره به نظر میرسه
ولی معنی داره. معنیش اینه که ، من توی زندگی هر جایی ، حتی جاهای جزئی
به بن بست میرسم، و همه درها به روم بسته میشه، اون وقت تو رو صدا میزنم
خب این یعنی اینکه من میدونم همه مشکلات به دست تو باز میشه عزیز!!!!
صبح که از خونه اومدم بیرون و یه نفس عمیق کشیدم و گفتم: به به چه هوایی!!
" به به " رو به کی گفتم؟ معلومه هوا رو و اکسیژن رو تو برامون مهیا کردی.
می بینی که من هی باهات حرف زدم. کمی انصاف داشته باش!!!!
یه چیز دیگه ؛ مگه بیرون اومدنی صدقه ندادم؟ درسته صد تومن پولی نیست؛
ولی خاستم اینجوری بهت بگم فقط تو میتونی منو ازبلاها حفظ کنی.
حتما ملائکه گزارش دادن که توی راه مدرسه هرچی زیبایی طبیعت !!!دیدم ،
تیکه پروندم و گفتم وای !! چه جیگریه !! خدا چیکار کردی تو!!
خب این یعنی چی؟
یعنی اینکه فقط برام گناه نوشتند؟ خب اینو قبول دارم که گناه بزرگییه ولی شایداین
این معنی رو هم میتونه بده که : همه زیبایی ها از تو و مال توست .
از همه مهمتر چرا هر دفعه که گناه میکنم بعدش ناراحت میشم؟
چون میدونم تو بدت میاد. اینا برا ارتباطم بس نیست؟ که ور میداری ایمیل میزنی و
گله میکنی؟؟ اوس کریم!!
توی یک شبانه روز صدها بار هم بدون اینکه خودم متوجه بشم باهات صحبت کردم
و در ارتباط بودم. عیبش به اینه که همیشه به فکرتم ولی توجه ندارم ،
و غفلت وجودم رو گرفته.
یعنی به فکرت هستم ولی توجه ندارم که همیشه به فکرتم و تو هم پیش منی!!
این دفعه هم مثل همیشه دستم رو بگیر که :
توجه کنم به این که همیشه به فکرتم و تو با منی.
بنده غافل تو