ویژه نمایشگاه
از نمایشگاه چه خبر؟
و بلاهایی که بر سر خبرنگار ایتوک آمد!!!
باز هم سال جدید شده بود و نمایشگاه بارانی ها برای سال هفتم باید برپا می شد. بالاخره به همت بچه های باران، نمایشگاه آثار هنری به مدت یک هفته در دانشگاه سجاد برگزار شد و علاقه مندان هنر و آنهایی که دوست داشتند با گروه بیشتر آشنا شوند از شنبه 21 فروردین تا پنج شنبه 26 ام فروردین سال 1389 آمدند و تلاش گروه و هنر های شما دیدند و لذت بردند. تابلوهای نقاشی از استادان مطرح شاید نیمی از عظمت نمایشگاه بود. مجموعه به صورت دو شش ضلعی تودرتو طراحی شده بود و شش ضلعی داخلی مکان نمایش هنرهای شما بود. یه عالمه نقاشی رو دیوار، آینه هایی که نام و جمله هایی در آنها حک شده بود و یا آن خانه چوبی و یا ... نمایشگاه را بسیار بسیار زیبا کرده بود.
بازدید کنندگان
اگر قرار باشد یکی از میهمانان بازدید کنندگان را معرفی کنیم یقینا رییس سازمان ملی جوانان خواهد بود، چون دعوت کردند که ایتوک با حمایت آن سازمان استانی چاپ شود و این یعنی شما بچه هایی که به ایتوک کمک می کنید کارهاتون، هنرها و نوشته ها و اسمتون به کل استان خواهد رسید. از روزنامه خراسان، خبرگزاری ایسنا و تلویزیون هم آمده بودند و نقاشی ها و آثار هنری شما را هم دیدن و به رسم همکار بودن اگر ذکر نمی شدند دلگیری پیش می آمد.
جمعه آخر هفته
جمعه هم نمایشگاه میهمان های ویژه ای داشت. بله دقیقا شما هستید. صبح دختر خانم ها آمده بودن و برنامه ویژه خودشون رو داشتن و عصر هم آقا پسرا. می خواهید بدونید که چه کار هایی تو این جمعه پر سر و صدا انجام شده؟ صبحی ها که بهشون خیلی خوش گذشته بود، برنامه هاشون رو لو نمی دادن اما از آنجایی که واسه بچه های ایتوک نمیشه و نمی دونم معنی نداره بالاخره یه اطلاعاتی بدست آوردم.
صبح و برنامه دخترانه چه بود
برنامه صبح بازدید از نمایشگاه، مسابقه بین بچه ها و مربی ها، لوح تقدیر از بچه های فعال، پذیرایی، بازی و سر و صدا تو محوطه دانشگاه و شپل بود. ظاهرا شپل یک شخصیت جالب و جذاب بود. از آنجایی که نویسنده این صفحه (یعنی من) یک آقا بود، از یکی از مربی های خانم در باره این شپل عجیب و جالب سوال کردم اما حواسش نبود و گفت از شپل چیزی نمیگیم تا تو خماریش بمونید. اما من گفتم من سالمم خمار نیستم، باید از واژه معادل "تو کف بمونی" استفاده کنید. من در اتاق باران نشسته بودم و حرفم تموم نشده بود که یکی که جلو در ایستاده بود داد زد ضایع، نگو توکف بگی (سانسور شد) بهتره
از آن سمت اتاق که یک آقا نشسته بود چپ چپ نگاه کرد و گفت به دوستتت می گی ضایع؟ مسئول پژوهش(1) دوان دوان خودش را رساند و گفت کی بود؟کی بود؟
و دبیر باران (2) که ناظر بر ماجرا بود نگاه می کرد و سر تکان می داد و سکوت می کرد.مسئول برگزاری نمایشگاه که مثل بقیه حواسش به حضور دبیر نبود نفس زنان خودش را رساند و داد زد کسی از جاش تکون نخوره و خبرنگار ایتوک هم پا به پای دبیر وظیفه اش ثبت کردن اتفاقات بود.
اما نویسنده (باز هم من) کشف بزرگی کرد و اینکه یک شپل داشتند که خیلی شپل بود.
خوب از پسرا چه خبر؟
اول همه نمایشگاه را خوب دیدند و تا جای ممکن شیطنت را به کمال رساندن. بعد هم همه تو سالن اجتماعات مخصوص نمایشگاه، همه رفتن و یک روحانی پر انرژی مسابقه برگزار کرد و حتی به مربی ها رحم نکرد (وای چقدر ایشون می خندیدند). موسیقی و کلیپ از عکس های اردوها و جشن های پارسال و جوک های بیمزه و بامزه آقای مجری و در ادامه نیز هم تقدیر پسرهای فعال.پس از پذیرایی کوچکتر ها خمیربازی و نقاشی را دوست داشتندد و بزرگتر ها گل خوردن تو فوتبال را.
زمانی که این متن را در اتاق باران می نوشتم یک دفعه یکی از مسئولین باران از کنارم رد شد، سرم پایین بود وحواسم نبود، پرسیدم شپل چی بود؟ سکوت کرد. نگاه کردم، بالارا دیدم، واویلا مسئول آموزش(3) بود و از البته یک خانم. فهمید می خواهم فرار کنم،
داد زد بگیریدش...
1)مسوول پژوهش: فردی است که بسیار تلاش می کند، اردو می برد و مسواک هم می زند
2) دبیر: در لغت شناسی ایتوک به رییس هم تعبیر شده است که پاچه خواران زیادی دارد اما از معنای دقیق واژه پاچه خواری اطلاعات زیادی در دسترس نیست.
3)مسوول آموزش: سرپرستی تیم های آموزشی بر عهده ایشان است اما از مسواک زدن ایشان هم اطلاعات دقیقی در دسترس نمی باشد.
*اعلام می گردد که تمام اتفاقات در مورد شپل صحنه سازی بوده و نویسنده این صفحه (یعنی من) جان خود را دوست می دارد.