ظرف پانزده دقیقه، احساس بهتری پیدا کنیم

گاهی اوقات ممکن است زندگی،برشما فشار آورده و این احساس به وجود آید که انگار، هیچ روزنه امیدی ندارید و در نتیجه،ممکن است در این حال،افسرده شوید و ابراز ناتوانی کنید.اما شاید شما،فقط افسرده باشید ولی ضعیف و ناتوان نباشید!

اگر می خواهید ظرف پانزده دقیقه،احساس بهتری پیدا کنید،در اینصورت،ابتدا باید برای لحظه ای ،دلواپسی ها و نگرانی های خود را کنار بگذارید.من می دانم که گفتن این حرف آسان است،اما فقط در این مورد به من اعتماد کنید.

یک خودکار و کاغذ بردارید وچیزهایی را که در زندگی باید به خاطر داشتنشان،سپاسگزار باشید، روی کاغذ یادداشت کنید.حتی اگر آن داشته ها خیلی ساده باشند،به سادگی داشتن داشتن آب لوله کشی،لباس و سرپناه و حتی چشم هایی که شما را قادر می سازد این مقاله را بخوانید.همین طور به نوشتن ادامه دهید تا زمانی که هیچ چیز دیگری به ذهنتان نرسد.در مورد اینکه چقدر با داشتن این نعمتها،خوش شانس هستید، بیندیشید.

اکنون یک کاغذ دیگر بردارید و روی آن،تمام خصوصیات ممتاز خود را،که خودتان هم از آن آگاه هستید یادداشت کنید.چه خصوصیات برجسته ای در شما وجود دارد؟آیا شما،دوست مهربان و شایسته ای هستید؟آیا شنونده خوبی هستید؟ در این مورد صادق و راستگو باشید،زیرا اگر در خودمان با دقت توجه کنیم حتما موارد شگفت آوری را پیدا خواهیم کرد.حال فقط به آنچه که به خاطر داشتنش،باید شاکر و سپاسگزار باشید بیندیشید،اکنون باید حال بهتری پیدا کنید.همیشه راه های عجیب و غیر عادی وجود دارد که فقط شما باید آن را باور کنید.هرگز خود را برای کارهایی که انجام نداده اید سرزنش نکنید،بلکه فقط خود را به خاطر کارهای خوبی که انجام داده اید تشویق و تحسین کنید.به نداشته های خود فکر نکنید بلکه برای داشته های خود سپاسگزار باشید.در اینصورت مطمئن باشید که حال بهتری پیدا خواهید کرد.

هنگامی که حال بهتری پیدا می کنید انگیزه تان هم بیشتر می شود و فکر می کنید می توانید کارهای بیشتری انجام دهید.اکنون از خودتان شروع کنید.به انجام کاری که دوست دارید و از آن لذت می برید بپردازید.

محکم و استوار باشید،زیرا از نعمت های زیادی برای شکرگزاری برخوردار هستید،فقط گاهی اوقات در زمانی که احساس خوبی ندارید دیدن آنها سخت است.هنگامی که این نعمت ها را باور کنید حال و احساس بهتری پیدا خواهید کرد و همه چیز برای شما خوب می شود.حتی اگر بسیار ناامید و افسرده هستید فقط به این مورد فکر کنید: زمانی که توپ به زمین می خورد، پس از برخورد به زمین، سریعتر و بلندتر از قبل،به هوا می رود.شما هم می توانید مثل توپ باشید.ابتدا با یک لبخند شروع کنید.فقط یک لبخند کوچک بزنید.لبخند زدن کمک می کند تا وضعیت روحی شما،تغییر کند.شما شایسته داشتن احساس بهتری هستید و با خواندن این مطلب ثابت کردید که خودتان هم دوست دارید حال بهتری داشته باشید بنابراین در این راه پیش بروید و از زندگی لذت ببرید و خوش باشید.

منبع:مجله موفقیت

ننه سرما

1- سلام، تا به حال از این مورچه های کوچولو دیدین ؟! اگر ندیدین می تونید کوچکترین مورچه ای که تا به حال دیدین رو تو ذهنتون مجسم کنید...الان قشنگ مجسم کردین؟؟؟آها.......دلم به اندازه کبد همون مورچه براتون تنگ شده!!!

2-همیشه از بچگی برف رو دوست داشتم .اون زمانی که مدرسه می رفتم علت اصلی علاقه من به برف تعطیل شدن مدرسه ها بود اما بعدا که بزرگتر شدم  این علاقه من به برف همچنان به قوت خودش باقی ماند.با این که دیگه نه مدرسه می رفتم و نه حوصله ی برف بازی داشتم و.......؛اما نمی دونم چرا همیشه فکر می کنم با سرد شدن هوا آدم ها یخ می زنند.همه  سر به گریبان خودشون  فرو می برند و با سرعت از کنار هم می گذرند....خیلی سریع...آدم ها زود از کنار هم رد می شوند تا سرمای هوا رو کمتر احساس کنن...

3-بعضی وقت ها توی هیاهوی این دنیا یا دوران بچگی می افتم  که بدون ترس از سرما،برف بازی می کردم.نمی دونم شاید اون سرما بهم می فهموند که من هنوزم هستم.

4-حواستون باشه زمستون امسال لباس گرم بپوشین تا فرصت هدیه کردن یک لبخند رو به دوستانتون از دست ندهید.زمستونتون مبارک و دلاتون به سفیدی برف.....

5- .....و نگاه کن که چه برفی می بارد.....

                                                                             طهماسبی

مطالب تایید شده

سلام.اگه نظر،انتقاد یا پیشنهادی دارین لطفا بذارید.مطالب هنوز ویراستاری نشدن و صرفا جهت اطلاع روی وبلاگ قرار داده شدند.

ادامه نوشته

معرفی رشته های  تحصیلی(رشته های علوم انسانی)

این جمله رو شنیدی که میگن چشم انداز 10 ساله کشور مثلا خودکفایی درتولید گندمه؟؟؟؟ اگه تا به حال نشنیدی چند دقیقه روی این جمله فکر کن ببین یعنی چی؟......فکرکردی؟......خب بذار من میگم.این جمله یعنی اینکه از الان تا 10 سال دیگه کارهامون رو طوری برنامه ریزی می کنیم که 10 سال دیگه بتونیم در تولید گندم خود کفا بشیم.این یه مثال بود،حالا چند دقیقه چشماتو ببند ......بستی؟.....حالا خودتو توی 10 سال دیگه تصور کن....دوست داری کجا باشی؟ چیکار کنی؟ اون چیزی که می بینی میتونه به واقعیت تبدیل شه ،اگه بخوای وبه شرط اینکه خیال بافی نباشه.این چشم انداز 10 ساله زندگیه توست که باید برای رسیدن بهش برنامه ریزی و تلاش کنی.اگه شروع نکردی،هنوزم دیرنشده.فقط کافیه بدونی چی میخوای و با تمام وجودت برای رسیدن بهش تلاش کنی.

اگه چشم انداز 10 ساله زندگیت اینه که یک وکیل یا روانشناس خوب شی با ما همراه باش.

رشته علوم انسانی:  در این رشته با دروس اصلی از قبیل اقتصاد، تاریخ و جغرافیا، علوم اجتماعی، فلسفه و منطق و روانشناسی آشنا می‌شین. شما میتونین بعد از اخذ مدرك پیشدانشگاهی در مقاطع بالاتر (دانشگاه) به تحصیلاتتون در رشتههای مختلف علوم انسانی ادامه بدین.

رشته های دانشگاهی:

حقوق، روانشناسی، ادبیات داستانی، راهنمایی ومشاوره، علوم اقتصادی، حسابداری، جغرافیا، تاریخ، باستان شناسی،امور گمركی، علوم حدیث، الهیات و معارف اسلامی، رشد و پرورش كودكان پیش دبستانی، كارشناسی علوم انتظامی ، مطالعات ارتباطی وفناوری اطلاعات، مدیریت، مدیریت هتلداری، مدیریت و كمیسر دریایی ، مدیریت و بازرگانی دریایی،مدیریت مالی، مددكاری اجتماعی، كتابداری، مطالعات خانواده، فلسفه، علوم سیاسی، علوم تربیتی، زبان وادبیات فارسی،زبان وادبیات كردی، ادبیات و زبان عربی ، علوم ارتباطات اجتماعی وعلوم اجتماعی

حقوق

توانایی‌های‌ لازم :

جسارت‌، قدرت‌ استدلال‌، خلاقیت‌ ذهنی‌ و فن‌ بیان‌ خوب‌ لازمه‌ موفقیت‌ در این‌ رشته‌ است‌. یك‌ حقوقدان‌ باید بتواند كسانی‌ را كه‌ مورد خطاب‌ او قرار می‌گیرند یا دادگاهی‌ كه‌ مأمور رسیدگی‌ به‌ دعوا است‌، با زبان‌ سلیس‌ و بلیغ‌ قانع‌ كند ، در نتیجه‌ باید به‌ زبان‌ و ادبیات‌ مسلط‌ باشد. در ضمن‌ باید اطلاعاتی‌ از ریاضیات‌ داشته‌ باشد.

موقعیت‌ شغلی‌ در ایران :

در كل‌ یك‌ دانشجوی‌ خوب‌ و علاقه‌مند می‌تواند پس‌ از گواهی‌ لیسانس‌ به‌ شغل‌های‌ متنوعی‌ مثل‌ وكالت‌ دعاوی‌ دادگستری‌، مشاور حقوقی‌ بانك‌ها، شهرداری‌ها، شركت‌ها و وزارتخانه‌ها و سردفتری‌ دفاتر اسناد رسمی‌ بپردازد.

اگر دوست داشتی در مورد هرکدوم از رشته های بالا بیشتر بدونی می تونی تو صفحه 16 سوالتو بپرسی تا تو شماره بعد درباره اون رشته بیشتر توضیح بدیم.

محبت

محبت تنها سهمی است که با بذل و بخشش، ملاقه اش به ته دیگ نمی خورد.در مدرسه زندگی، محبت چون کتاب ریاضی نیست که بشود آن را، در خانه جا گذاشت.یا تیله ای نیست که توی جیب مخفی فاصله ها، پنهانش کرد. محبت مثل شیشه عطر است.اگر بازش هم نکنی، رایحه اش توی جیب و کیف و اتاق پخش می شود.چه به این که درش باز شود.روح ما، هیج شبیه "گاو صندوق" نیست.شیشه عطر باشیم، که خواهی نه خواهی عطر بپراکنیم در فضا

منبع: هفته نامه جیم

آسمان شب

آنچه شما در آسمان می بینید عمدتا به فصل سال،زمان روز وشب، موقعیت شما روی کره زمین و شرایط جوی بستگی دارد.قبل از اینکه برای دیدن آسمان قدم به بیرون بگذارید، چند دقیقه ای بیندیشید که چه چیزهایی را می خواهید ببینید و پیدا کنید.راهکار مناسب برای اینکه موقعیت آسمان بالای سر خود را بشناسیم به این قرار است که در ابتدا صورت های فلکی خیلی مشخص آسمان را باید پیدا کرد و ازآنها به عنوان راهنما برا ی پیدا کردن سایر صورتهای فلکی استفاده کرد.

ذات الکرسی: مجموعه ستارگان درخشان به شکل wیاm که در بخش روشن راه شیری  قرار دارند و در کنار صورت فلکی قیفاووس قرار دارد.

قیفاووس : هرچند این صورت فلکی فاقد ستارگان درخشان است ولی از هزاران سال قبل شناخته شده بودوشکل این صورت فلکی تقریبا شبیه نقاشی کودکانه از خانه ای با سقف شیب دار است.

آندرومدا: کهکشان معروف آندورمدا به عنوان دورترین جرم که با چشم غیر مسلح دیده می شود محسوب می گردد.در شب هایی که هوا تمیز و آسمان بدون آلودگی باشد این کهکشان مانند یک لکه مات و کم فروغ باچشم غیر مسلح قابل دیدن است.

برساووش: این صورت فلکینقطه نور باران رگبار شهابی برساووشی است که هر سال در نیمه دوم مرداد ماه اتفاق می افتد.

در افسانه های قدیمی یونان آمده است که:

آندرومدا که فرزند قیقاووس (شاه) و ذات الکرسی (ملکه) است در دستان جادوگری به نام مدوسا زندانی شده و جادوگر او را به صخره ای می بندد و به حال خود رها می کند تا هیولای دریایی (قیطس)او را ببلعد،اما در نهایتا به دست برساووش از چنگال جادوگر نجات پیدا می کند.

                                                                                   نویسنده: خانم نجفی

جملات زیر صفحات

۱-انسان بودن نیست٬ شدن است.(دکتر شریعتی)

۲-رنجش ها را فراموش کنید ولی هرگز مهربانی ها را فراموش نکنید."کنفسیوس"

۳-شخصیت یعنی وقتی هیچ کس ما را نمی بیند کارمان را درست انجام دهیم."جی.سی واتس"

۴-بگذار آدمیان تا می توانند سنگ باشند٬ تو از نژاد چشمه باش."زرتشت"

۵-من خودم مسوول آنچه که خواهم شد هستم."نلسون ماندلا"

۶-بهترین کلید گشایش کارها٬راستگویی و بهترین مهر پایانی آن وفاداری است."امام سجاد (ع)"

۷-اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند بهتر از آن است که سخن یگویی و خاموشت کنند."سقراط"

۸-زندگی خود را با این باور که نمی توانید ٬هدر ندهید.

۹-فرقی نمی کند گودال آبی کوچک باشی یا دریایی بی کران٬زلال که باشی آسمان در توست.

۱۰-سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان زده٬ شاید دوباره گلی بروید شبیه انچه که در بهار بوییدی. پس به نام زندگی "٬هرگز نگو هرگز"

۱۱-و خدا جبران تمام نداشته های من است.......

جواب دخترای مرکز رسالت

سحر ۱۶ ساله

۱-کسی که دوستش داشته باشم

۲- یه غروب دل انگیز

۳- عاشقانه

۴- پیش خدا

۵- کسی که دوستش داشته باشم فوت کنه یا از هم جدا شیم

معصومه ۱۴ ساله

۱- بهشت

۲- یه شاخه گل پر از مهربونی

۳- همونجوری که دوست داره من باهاش رفتار کنم

۴- روی یک دشت پر گل

۵- از دست دادن کسی که فکر می کنی دوستش داری و فکر می کنی تنها کسیه که داریش

مریم ۱۱ساله

۱- امام زمان

۲- غروب

۳-با محبت

۴- حرم امام رضا(ع)

۵- ندیدن پدر و مادرم

شکرانه ۱۳ ساله

۱- کسی که دوستش دارم به  جز مامان و بابام

۲-خدا

۳- با محبت

۴- مدینه

۵- بی محبتی

فریبا ۱۳ ساله

۱- داداشم

۲- زندگیمون

۳- خوب

۴- کربلا

۵- بی پدر و مادری

فرزانه ۱۳ ساله

۱- کسی که دوستش داشته باشم

۲- دریای بزرگ

۳- اخلاق  خوبی داشته باشه

۴- تو بهشت

۵- کسی که  دوستش دارم رو از دست بدم مثل مادرم

فریده ۱۳ ساله

۱- مامان و بابام

۲- زندگیمو

۳- خوشرفتاری

۴- خانه خدا

۵- بی پدر و مادری

سارا ۱۳ ساله

۱- بابامو

۲- امام زمان

۳- دوست داشتم مثل خواهر باهام رفتار کنه

۴- روی حرم امام رضا (ع)

۵- دوری خواهرم ٬ دوستام و بودن در خوابگاه

الناز

۱-دوست دارم  پشت در یک کلبه چوبی با تمام وسایل ٬ کنار ساحل دریا باشه

۲- من فکر می کنم زیباترین  چیز برای هر انسانی عشق و امید است.حالا فرقی نداره که به چی عشق داری مهم اینه که در زندگی عشق وجود داشته باشه .عشق و امید رو هم نمی توان کشید اما در تصور هر انسانی دارای نمادی  هستند که این نماد ها برای هر انسانی متفاوت است.

۳-دوست داشتم با من صادق باشه٬از صمیم قلب به من اعتماد داشته باشه و در دوستی راستگو باشه و در هیچ شرایطی دروغ نگه

۴- دوست داشتم برم خانه خدا روی کعبه بشینم و با آرامش تما م با خدا درد و دل کنم

۵- بی وفایی های روزگار و به این بیت شعر اعتقاد دارم " در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند         من از خوش باوری آنجا محبت جست و جو کردم

مطالب تایید شده

*اطلاعات عمومی : ردپای قالیچه پرنده

*روانشناسی: 1- عقاب 2- تست روانشناسی 3- داستان ( بهشت و جهنم)

*سوال و جواب های دخترونه و پسرونه

* ادبی : 1-شتر دیدی ندیدی؟  2- زندگینامه قیصر امین پور  3- داستان نیمه تمام (ادامه داستان شماره قبل و داستان ماهی)

*مذهبی : تولدت مبارک ( ویژه ولادت امام رضا (ع)  )، دیر بهترین دوستم را شناختم ، آیا خداوند عادل است ( اگه جا داشتیم)

*طنز و سرگرمی : 1- اوریگامی  2- شنگول و منگول  3- جدول

*اجتماعی : ویژه روز دانش آموز

*تاریخی : نامعلوم


مطالب آماده صفحه آرایی "سری اول"

ردپای قالیچه پرنده در ایران

تحقیق جدیدي که در 28سپتامبر 2010، منتشر شد جهان را در بهت و حیرت فرو برده است. گروهی ازبرجسته ترین کانی شناسان با بررسی هزاران نقشه ي ماهواره ای سه نقطه در جهان را مشخص کردند که ممکن بود داراي خاك یا شنی سرشار از ذرات گراویتون باشند.صحراي سینادرمصر، ربع الخالی درعربستان و ریگ جن در کویر مرکزي ایران به همين منظور گروههایی را به مصر و ربع الخالی اعزام کردند .اما به دلیل نبودن ارتباط سیاسی بین آمریکا و ایران طی پنج سال گذشته هیچ تیمی به ایران اعزام نشد و متاسفانه در آن دو نقطه هم تحقیقات به نتیجه ي مطلوب نرسيد .تا این که حدود سه سال پیش در 18دسامبر 2007 یک اتفاق کاملا تصادفی زنجیره ای از حوادث را به وجود آورد که منجر به کشفی بزرگ و حیرت انگیز شد.در سال 2007 زماني كه جيمز كامرون قصد داشت تا پروژه آواتار را شروع كند،به او توضیح دادند که ممکن است صخره هاي گراویتونی در روي کره ي زمین هم باشد و سه نقطه فوق را به او معرفی می کنند.جیمز کامرون با پرفسور جندقی  که باستانشناس و کویر شناس ایرانی ساکن انگلستان و صاحب کرسی در آکسفورد است تماس میگیرد .او به جیمز کامرون میگوید در حفاريهاي تخت جمشید ابریشمی پیدا شده است که با این توصیفات شما به نوعی، داراي ذرات گراویتونی هستند..

تیم اعزامی به ایران طی تحقیقات جالبی به این نتیجه میرسد که ایرانیان در زمان هخامنشی ذرات گراویتون را در کویر مرکزي ایران کشف کرده اند.آنها خاك و شن منطقه ي ریگ جن را طی عملیاتی  خالص کرده و به کاشان منتقل می کرده اند و در آنجا باغی درست کرده بودند پر از درخت توت، خاك این باغ تا عمق پنجاه و سه متر از خاك خالص شده ریگ جن بوده است بعد کرمهاي ابریشم از برگ این درختان تغذیه میکردند وابریشم تولیدي خاصیت گراویتونی و ضد جاذبه ای داشته است و ایرانیان با آن قالیچه ي پرنده تولید میکردند.البته این فرایند بسیار پیچیده بوده است و یک قالیچه ي کوچک پرنده دهها سال طول میکشیده است تا درست شود. یکی از این قالیچه ها توسط کوروش که به ذوالقرنین شناخته می شود به سلیمان نبی داده می شود.

ایرانیان بسیار دقت کرده بودند که استفاده از این قالیچه ها علنی نشود اما سلیمان استفاده ي گسترده ای می کند و این قالیچه به قالیچه ي سلیمان مشهور میشود. گویا اسکندر براي به دست آوردن همین قالیچه به ایران حمله میکند وایرانیان براي این که تکنولوژي دست یونانیان نیفتد آن باغ را آتش میزنند و دو قالیچه ي باقیمانده در تخت جمشید هم در آتش سوزي تخت جمشید کاملا از بین میرود و فقط چند تار از آن در اكتشافات یک باستان شناس آلماني به دست آمد.همچنین در سرداب های زیرزمینی قلعه الموت، در نزدیكی دریای خزر، طومارهایی یافت شده است كه شواهد جدیدی در مورد قالیچه های پرنده به دست می دهد.این طومارها كه به طرز خارق العاده ای سالم مانده اند، در اوایل قرن سیزدهم میلادی توسط یك محقق یهودی به نام اسحاق بن شریره نوشته شده است.

..........................................................................................................................................

دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟

یک مرد روحانی، روزی با خداوند مکالمه‌ای داشت: خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد.!

افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می‌آمدند. آنها در دست خود قاشق‌هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته‌ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می‌توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته‌ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی‌توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند…
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: تو جهنم را دیدی!
آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افراد دور میز، مثل جای قبل همان قاشق‌های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می‌گفتند و می‌خندیدند. مرد روحانی گفت: نمی‌فهمم!
خداوند جواب داد: ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می‌بینی؟ اینها یاد گرفته‌اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم‌های طمع کار تنها به خودشان فکر می‌کنند!

 .........................................................................................................................................(عقاب)

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است

عقاب مي تواند تا 70 سال زندگي كند.

ولي براي اينكه به اين سن برسد بايد تصميم دشواري بگيرد.

زماني كه عقاب به 40 سالگي مي رسد:

چنگال هاي بلند و انعطاف پذيرش ديگر نمي توانند طعمه  گرفته را نگاه دارند.

نوك بلندو تيزش خميده و كند مي شود.

شهبال هاي كهن سالش بر اثر كلفت شدن پرها به

سينه اش مي چسبند و پرواز براي عقاب دشوار مي گردد.

در اين هنگام عقاب تنها دو گزينه در پيش روي دارد.

يابايد بميرد و يا آن كه فرايند دردناكي را كه 150 روز به درازا مي كشد پذيرا باشد.

براي گذرانيدن اين فرايند عقاب بايد به نوك كوهي كه در آنجا آشيانه دارد پرواز كند.

در آنجا عقاب نوكش را آن قدر به سنگ مي كوبد تا نوكش از جاي كنده شود.

پس از كنده شدن نوكش ٬ عقاب بايد صبر كند تا نوك تازه اي در جاي نوك كهنه رشد كند ٬ سپس بايد چنگال 4 پيش را از جاي بركند.

زماني كه به جاي چنگال هاي كنده شده ٬ چنگال هاي تازه اي در آيند ٬ آن وقت عقاب شروع به كندن همه پرهاي قديمي اش مي كند.

سرانجام ٬ پس از 5 ماه عقاب پروازي را كه تولد دوباره نام دارد آغاز كرده ...

و 30 سال ديگر زندگي مي كند.

چرا اين دگرگوني ضروري است؟؟؟

بيشتر وقت ها براي بقا ٬ ما بايد فرايند دگرگوني را آغاز كنيم.

گاهي وقت ها بايد از خاطرات قديمي ٬ عادتهاي كهنه و سنتهاي گذشته رها شويم

تنها زماني كه از سنگيني بارهاي گذشته آزاد شويم ، مي توانيم از فرصتهاي زمان حال بهره مند گرديم.

.............................................................................................................................................

داستان نا تمام

لطفا داستان زیر رو تکمیل کنید و یه اسم براش انتخاب کنید:

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود

توی یک دریاچه ی کوچیک وسط یه جنگل سر سبز چند تا ماهی زندگی می کردند. همه ی ماهی ها باهم دوست بودند  فقط یه ماهی که از همه بزرگتر و بد جنس تر بود با همه دعوا میکرد و به بقیه ماهیها زور می گفت. تا اینکه یک  روز..........

 ...................................................................................................................................................

معرفی رشته های دانشگاهی(۴)

چندروز پیش داشتم مصاحبه ای از هین واگنر قهرمان نابینایان جهان ،قهرمان دو چرخه سواری نابینایان جهان ،قهرمان اتومبیلرانی نابینایان جهان که نامش در کتاب گینس اومده می خوندم.او در آخر مصاحبش جمله ای گفت که حسابی منو تکون داد.آخرین جمله او در پایان صحبتاش این بود:

"من اگر در زندگی به موفقیت نرسم ،این بهانه را دارم که نابینا هستم ؛ اما شما اگر موفق نشوید چه بهانه ای دارید؟؟"

و

"بهتر است نابینا باشیم و رویایی داشته باشیم  تا ببینیم وهیچ رویایی نداشته باشیم"

رویای تو چیه؟

هر کی یه رویایی داره .یکی می خواد  دکتر شه و به بیمارا کمک کنه ،یکی دوست داره جهانگرد شه و به همه جای دنیا سفر کنه ، یکی می خواد فوتبالیست شه و اون یکی بازیگر و خلاصه هزار تا رویای دیگه... اما گاهی اینا فقط در حد یک رویا و آرزو  می مونن.مثلا خود من خیلی دوست داشتم پلیس شم و خیلی چیزای دیگه ،اما به تعداد کمی از رویاهام رسیدم...حالا که بیشتر فکر میکنم می بینم دلیلش این بوده که تمام اون چیزایی که دوست داشتم به دستشون بیارم رو فقط دوست داشتم و برای رسیدن بهشون اونقدر که باید تلاش نکردم  و گذاشتم یک رویا بمونن.

زیاد وقتتو نمیگیره . فقط چند دقیقه ....به این فکر کن دوست  داری کجای این دنیا باشی؟؟   می خوای دکتر شی ؟ یا معلم ؟ یا یک مهندس شایدم یه فوتبالیست  یا....مهم اینه که اون چیزی شی که از ته قلبت می خوای و سعی کنی که بهترین باشی.وقتی که فهمیدی چی میخوای با تمام وجودت براش تلاش کن  و هر روز به خودت یاداوری کن که هدفت چیه ؟ اگه خودت به خودت یاداوری نکنی این اتفاق نمیفته.اینو بدون که ما ادما توانایی انجام هر کاری رو داریم حتی اگه اون کار غیرقابل باور باشه.این رو هم بدون که ما ایتوکی ها همیشه در کنارت هستیم و می تونی رو ما به عنوان یک دوست حساب کنی.خوشحال میشیم که برای رسیدن به اهدافت کمکت کنیم.

حالا اگه تصمیم داری یک مهندس خوب شی تا آخر این مطلب با ما باش.......

مهندسی کامپیوتر

مسلما شما دانش‌آموزان، هر رشته‌اي را كه براي تحصيل انتخاب كنيد با كامپيوتر به عنوان يك كاربر سرو كار خواهيد داشت ولي در اين رشته علاوه بر كاربر بودن سازنده سيستم‌هاي كامپيوتري نيز خواهيد بود.

اگر رشته مهندسي كامپيوتر را به عنوان رشته تحصيلي انتخاب مي‌كنيد بايد انسان ماجراجويي باشيد و با طبع هميشه در حال پيشرفت اين رشته سازگار باشيد.

دانشجوياني که از اين رشته فارغ التحصيل مي شوند با توجه به نياز بازار ، توانايي انجام اين کارها را براي امرار معاش ، عرضه توانمندي هاي خود و  بهبود امور کشور را دارا هستند : برنامه نويسي براي سايت ها با توجه به محتواي درخواستي و مکانيزم عمل تست هاي مختلف يک برنامه، ساخت مدارهايي که قادر به ارتباط با کامپيوتر باشند همچنين ساخت ابزارهاي جانبي براي کامپيوتر، ساخت مدارهاي ساده منطقي، ساخت سخت افزارهايي که براي پردازش الگوريتم هايي که با کامپيوتر هاي معمول قابل پياده سازي نيستند، برنامه نويسي سيستمي طراحي مدارهاي مجتمع

مهندسی معماری

معماري در لغت به معناي علم بنائي و آباد سازي آمده و معمار به معناي بسيار عمارت کننده و کسي است که در آباداني جهان مي کوشد

دروسي مانند ترکيب ها، طراحي ها، دروس نظري معماري دروس خاصي هستند که عموماً به شيوه آتليه اي يا کنفرانس هاي دانشجويي برگزار مي شود و از نظم و قاعده مشخصي پيروي نمي کنند. داشتن استعداد هنري و به کار گرفتن عنصر خلاقيت در روند طراحي لازمه ی موفقيت است.

فارغ‌التحصيلان رشته معماري در نهايت مي‌توانند در زمينه‌هاي زير ايفاي نقش كنند:

۱- طراحي (تك بنا يا مجموعة زيستي كوچك)، از طراحهاي اوليه تا مراحل اجرايي كار و طراحي اجزا عناصر تشكيل دهنده بنا.

۲- رهبري و سرپرستي دفاتر مشاور معماري (مهندسي مشاور)

۳- نظارت عمومي و عالي بر صحت انجام كار در عمليات اجرايي ساختماني (مهندسي ناظر)

۴- مديريت و هماهنگي اجرايي پروژه‌هاي معماري (مديريت پروژه)

۵- طراحي پارك‌ها و ميادين شهري و محوطه سازي.

۶- مشاركت در پروژه‌هاي برنامه ريزي و طراحي شهري و شهرسازي.

۷- طراحي تك بناها در مقياس كوچك و انجام دكوراسيون داخلي.

و.........................

مهندسی پزشکی

اسم اين رشته به خوبي انتخاب شده و تركيبي صحيح از دو گروه رياضي و تجربي است گرايش‌ها و جهت‌گيري‌هاي كاري رشته مهندسي پزشكي، واقعاً وسيع است و زمينه‌هاي مختلفي از الكترونيك و پردازش سيگنال و مباحث نرم افزاري گرفته تا طراحي ، ساخت ، راه اندازي ، نصب و تعمير دستگاهها و قطعات پزشكي يا اندام مصنوعي، همچنين مواد به كار رفته در اين وسايل را شامل مي‌شود. جدا از اين توضيحات، زمينه‌هاي كاري اين رشته را مي‌توان به 2 بخش كلي تقسيم كرد:

 1- طراحي و ساخت

2- تعمير و نگهداري و بهينه سازي: از ديگر زمينه‌هاي كاري مهندسي پزشكي مي‌توان به تعمير، نصب، راه‌اندازي و نگهداري وسايل مورد نياز است و البته واضح است كه اين نيروي مجرب بايد داراي اطلاعات كافي در مورد قطعات و جزئيات كار آن وسيله يا دستگاه باشد.عنوان مهندس پزشكي به هيچ عنوان نبايد باعث شود كه داوطلبان تصور كنند كه اين رشته بي ارتباط يا كم ارتباط با مباحث رياضي و مهندسي است، چون دانشجويان اين رشته به طور كامل با رياضيات مهندسي پيشرفته و فيزيك در ارتباطند .

ادامه دارد............